سایداسایدا، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

سایدونه یه دونه

لبخند

  لــبخــند بــزن! بــدون انتــظار پاســخی از دنــیا ، بــدان روزی دنــیا انقــدر شــرمنــده مــی شود کــه بــه جــای پاســخ لبخــند ، با تمــام ســازهــایت مــی رقــصــد ...  
8 ارديبهشت 1392

رنگ آسمان

  چشم به چشمان آسمان دوخته بودم... ولی مرا گم می کرد... در میان خلوت چشمانی بسیار که خیره اش شده بودند... آنــــقدر که ناگــهـان دلتنگی سراغش آمد... و بغضش همه جا را نمناکـــ کرد... بی صدا و آرام .... همانند  چشمان من که وقتی بغضش می گیرد به آرامی دلم را سیراب می کند... می شوید... پاکــــ می کند ... و چه حالی پیدا می کند آســــمان بعد از این همه دلتنگی ... خداوند به او مداد رنگـــی هایش را می دهد تا یکبار دیگر رنگین کمان را نقاشی کند ... و چه حالی دارم من ... که کودکانه از زیر رنگین کمان آســـمان می دوم تا آرزویـــم برآورده شود ... کــــاش من هم حال تو را...
4 ارديبهشت 1392

گفتگو با خدا

  گفتم خدایا از همه دلگیرم گفت حتی از من؟ گفتم خدایا چقدر دوری! گفت تو یا من؟ گفتم خدایا تنهاترینم گفت پس من؟؟ گفتم خدایا نگران آیندم! گفت نه به اندازه من!!! گفتم خدایا دوستت دارم! گفت بیشتر از من؟ گفتم خدایا اینقدر نگو من گفت تو یا من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   خداااااااااااااااااااااا این مطلب و تو یه وبلاگ دیدم خوشم اومد ...
4 ارديبهشت 1392

درد دل مادرانه

دخترم حس خوبی ندارم این روزها دلتنگم.... توهستی، پدر هست اما جای چیزی درونم خالی است  که پیدایش نمی کنم  نمی دانم چیست... شاید...... ...
4 ارديبهشت 1392

......

  خدايا در ليست اسم آدمهايت اشتباهي شده... اسم من ايوب نيست!!     ...
2 ارديبهشت 1392

اولین تطیلات نوروزی سایدا

بعد از کلی برنامه سفر چیدن و کنسل کردن یه نتیجه اخلاقی گرفتیم که ... سنگین رنگین همین ایلام بمونیم بهتره و از طبیعت زیبای شهرمون استفاده کنیم.             ...
31 فروردين 1392